باز نمودن اين جدايي بين واقعيت اشيا و تصوير ذهني آن يعني طبيعت مصنوعي هدف معماري امروز است و مفاهيم جديد معماري از اين رهگذر بدست مي آيد .
جدايي طبيعت و فرهنگ (طبيعت ذهني) و يا جهان مادي و معنوي از وجوه بسيار مهم و نقطه عطف تفکر مدرن است و مهمترين مشخصه تمايز آن با ديدگان سنتي و جهان بيني سنتي است ، که مبتني بر انطباق و همزيستي ماديت - معنويت و يا طبيعت – فرهنگ يا فرم - مفهوم است . مهمترين نکته در تفکر سنتي اسطوره اي است که اشيا يا موضوعات مختلف را به صورت غيرقابل تغيير و ازلي به گونه اي که هيچگونه جدايي بين مفهوم و اسطوره ست و از آن احساس مي شود و مدرنيسم را ويران کننده هر چيز سخت و استوار مي دانند از آن معلقي را براي آن متصور مي شوند که منحر به نفي معني از آن و همه چيز مي شود ، و همه موضوعات به صورت استفاده و تصوير نمايان مي شود .اين روند استفاده سازان ويژگي اصلي آثار هنري مدرنيسم است که قابليت تفسير و تاويل بيشماري را ممکن ميگرداند .
ارتباط معماري و انسان در گذشته و با تعابيري از قبيل اينکه باغها و خانه ها تمثيلي از بهشت (طبيعت کامل) نمايانگر برداشتي مفهومي و اسطوره اي از طبيعت است . در حاليکه ارتباط معماري امروز با طبيعت را منتفي مي کند رشد معماري گذشته و تفکر گذشته بصورتي آرام و کند صورت گرفته و در حافظه تاريخي مردمان چنان سخت گرويده است که مفاهيم بصورتي تغيير ناپذير و ازلي تصور مي شود .
ليکن در مدرنيسم و عصر سرعت در طول يک قرن چندين نوع سبک و شکل معماري بسرعت ظهور کرده است و هر لحظه مفاهيم تغيير مي کند از اين رو زمان کافي براي رسوب مفاهيم و سخت شدن آن در اذهان وجود ندارد .
بدين ترتيب مفاهيم معماري بسيار گذرا است و چنين مي نمايد که به سمت بي مفهومي سير مي کند اکنون به ياري تکنولوژي معماري به جاي سايه روشن هاي ضخيم و عناصر فرمي به سيستمي از تجهيزات تبديل شده است و يا آنقدر غول پيکر و بي اعتنا به ترکيبات صوري است که جايي براي مغهوم پردازي باقي نمي ماند و يا ترکيب بندي صوري و اصول ترکيب عناصر معماري به صورتي در هم ريخته و بي قاعده صورت مي گيرد ، و بصورت صامت با انسان ارتباط برقرار مي کنند .
با توجه به خصوصيات معماري مدرن و پست مدرن ، معماري به عنوان فضايي تعريف مي شود که محل عبور است نه محل سکونت . سکونت داشتن در معماري مستلزم احساس تعلق و مفهوم پردازي براي فضا است ولي معماري تکنولوژيست مدرن که به شدت بعد فيزيکي و مادي دارد ، و جايي براي مفهوم پردازي ندارد .